خرید بک لینک
واقعا دیگه نمی دونم باید چیکار کنم ... دیگه مثل قبل طاقت ندارم و خسته شدم از زمین خوردن ها از نرسیدن به خواسته هام خسته شدم ... با خودم که فکر می کنم میگم شاید لیاقتشو ندارم ولی بقیه دارن اگه لیاقت داشتم حتما میشد یا تلاشم کم بوده چیکار کنم خودمو بکشم ... واقعا نمی فهمم افرادی که ناامید نمیشن چجوریه ... حس میکنم همه موفقیت رو دارن و من ندارم ... تو وجود خودم فقط درد ، ناراحتی و ناامیدی

برچسب: پایان, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

برای اولین باره که واقعا دارم معنیه پوچ بودن رو می فهمم خسته شدم نمی دونم دیگه باید چجوری سر خود م رو گرم کنم که یادم بره چی رو پشت سر گذاشتم از خودم بدم میاد که هر چی رو که گفتم انجام نمی دم دارم انجام میدم ... خسته شدم که باید جواب بقیه رو بدم آره از جواب دادن خسته شدم ... خسته شدم که جرئت انجام کارها رو ندارم و می ترسم انجامش بدم می ترسم برم بیرون می ترسم کاری رو شروع کنم ... خسته شدم ا

برچسب: نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

این روزا بهم سخت میگذره ... وقتی می پرسن کنکورو چیکار کردی دلم میخواد آتیش بزنمشون ... این نتایج کوفتی اعلام بشه ببینم باید چه خاکی تو سرم بریزم ... خیلی وقته خونهی مادر بزرگم نمیرم خدایی نکرده ازم سوال بپرسن بگن کنکور چیشد کنکور چه خبر و از این مدل سوال ها که حالم رو خراب کنه ... ... مادر بزرگ من با بقیه مادر بزرگ ها فرق می کنه اون توی کار ها نظر میده و دخالت می کنه ... بین نوه هاش فرق م

برچسب: کنکور,لعنتی, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

نتایج کنکور اعلام شد و من بی نتیجه موندم تلاشم بی فایده بود اعتقاد خودم رو به اینکه میگن به هر چی میخوای میرسی فقط کافیه تلاش کنی از دست دادم حتی دیگه انگیزه و هدف و رویا هامو فراموش کردم ... انگار من خوشحالی رو گم کردم الان فقط یه ذهن مشغول دارم و یه چشم گریون و باید برم دانشگاه آزاد یه رشته ای بخون از اون چیزی که دوست دارم خیلی دوره و بار ها و بارها باید خودمو سرزنش کنم و دیگران رو ببینم و حسرت

برچسب: حکایت,روزای, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

دلم میخواد بزنم به دنده ی بیخیالی هر کی هر چی پرسید جواب ندم فقط بخندم بگن نگاش کن دیوونه شده اگه تو زندگیم بیخیال بودم به خیلی چیزا می رسیدم اگه حسایت های بی جا نداشتم برام بهتر بود ولی نشد ... نشد به بشه ... حالا من یه آدم خسته و بی روحیه ... هرکی فک و فامیل نداره خوشبخته نمی خوام بگم شرایط الانم تقصیر اوناس ولی اونا هم باعث شدن اینطور بشه فضولی های بی جا نتیجه ی خوبی برای آدم هایی مثل من ندار

برچسب: اندازه,بیخیال,بودم, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

یکی از دوستام بهم گفت که غم هاشو فراموش میکنه با خودم گفتم مگه میشه چجوری آخه بعد یاد یه چیزی افتادم که من اصلا جایگاهی برای فراموش کردن تو زندگیم ندارم من همه چی یادم می مونه ........فراموش کردن حرف آدمایی که برام مهم نیستن فراموش کردن خاطرات بد وصد البته تجربه کسب کردن از اون خاطرات فراموش کردن راه خیلی خوبیه اما برای آدمی مثل من که کینه شتری ام فراموش کردن برام سخته اگه فراموش کنم چه برخورد ها

برچسب: میشه,فراموش, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

داشتن خواهر خیلی برام خوب بود چون اون یه الگو خیلی خوبه برای من ...اون به سختی درس خونده و بچه هاشو بزرگ کرده ده سال دیر شروع کرد برای درس خوندن و اون الان دکترا گرفته و تدریس میکنه خیلی موفقه و توی این قضیه به غیر خانواده خواهرم اولین نفری بود که از من حمایت کرد و منو مورد انتقاد قرار نداد حتی دوست های نزدیکم هم با هام یه جوری رفتار کردن و من حس گناه وحشتناکی بهم دست داد شاید بعضی از اونا میخواست

برچسب: خواهر,عزیزم,دوست,دارم, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

من یه تصمیم بزرگ گرفتم و تمام تلاش خودم رو میکنم که پایبندش باشم و تسلیم نشم تصمیم سختی بود مخصوصا با رفتار دوست هام که یقین دارن غلطه ولی من برای خودم باید زندگی کنم نه برای بقیه . خب اونا هر چی میخوان دارن و راحته براشون اینو بگن یا حداقل نداشته ها رو وزن کردن براشون راحته دلم میخواد این عادت اینترنت از سرم بیفته خیلی خوب میشه باید اینترنت رو کم تر از قبل کنم ... کمتر از قبل وابسته بشم و کمتر

برچسب: قاطی,پاتی, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

یادمه قبلا تلاش کردم داشته ها مو وزن کنم ولی وقتی اطراف رو میبینم یاد همه چی می افتم جز داشته های خودم دختر خالم دانشگاه خوب میره درسش خوب بود و توی هربازی که انجام میدیم کارش عالیه همه چی رو زود می فهمه زود یاد میگیره کلا راه زندگیش فرق داره با من ولی اخلاق نداره و به قیافش نمیرسه معتقده دختر نباید به خودش برسه هر وقت ازدواج کرد اون موقع باید به خودش برسه این سلیقه ی شخصی اونه خب در ضمن ران

برچسب: حسادت,خیلی,زیاد, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

چند روز حالم خوب بود ولی امروز ناراحتم دلم میخواد گریه کنم زندگی من پر از تنهایی و عذاب وجدان شده سعی میکنم برا خودم حال خوب بسازم وقتی بنویسی حال خوب کم کم سراغت میاد بعد از چند وقت یه حس ارامش بهم دست داد ولی امروز اون حس رو نداشتم آشوب بود تا ارامش ... دیشب خواب دیدم یه جا مهمون بودم و با صاحب خونه دعوام شد هرچی از دهنم در اومد گفتم خیلی بد بود اخه اون میخواست تو زندگیه من فضولی کنه خلاصه خواب

برچسب: احساسات,درهم,برهم, نویسنده: باران زارعی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 7:03

صفحه بندی